آل عمران ١٩٢

از الکتاب
کپی متن آیه
رَبَّنَا إِنَّکَ‌ مَنْ‌ تُدْخِلِ‌ النَّارَ فَقَدْ أَخْزَيْتَهُ‌ وَ مَا لِلظَّالِمِينَ‌ مِنْ‌ أَنْصَارٍ

ترجمه

پروردگارا! هر که را تو (بخاطر اعمالش،) به آتش افکنی، او را خوار و رسوا ساخته‌ای! و برای افراد ستمگر، هیچ یاوری نیست!

ترتیل:
ترجمه:
آل عمران ١٩١ آیه ١٩٢ آل عمران ١٩٣
سوره : سوره آل عمران
نزول : ٣ هجرت
اطلاعات آماری
تعداد کلمات : ١٢
تعداد حروف :

معنی کلمات و عبارات

«أَخْزَیْتَهُ»: خوار و زبونش کرده‌ای.


نزول

محل نزول:

اين آيه در همچون ديگر آيات سوره آل عمران در مدينه بر پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله نازل گرديده است. [۱]

شأن نزول آیات ۱۹۱، ۱۹۲، ۱۹۳ و ۱۹۴:[۲]

از امامين امام باقر|باقر و امام صادق|صادق عليهماالسلام روايت شده كه اين آيات و آيات ديگر آخر سوره آل عمران درباره امام على مرتضى عليه‌السلام و جماعتى از اصحاب و ياران او نازل گرديد، زيرا هنگامى كه پيامبر بعد از مرگ عموى خود ابوطالب مأمور هجرت به سوى مدينه گشت قريش بر ضد او با يكديگر هم‌سوگند شدند كه يك شب در وقتى كه پيامبر در خواب باشد بر او حمله كنند و با وارد آوردن ضربات متعدد وى را بكشند تا قاتل او معلوم نگردد و كسى نتواند به علت معلوم نبودن قاتل از او خونخواهى كند.

بنابراين خداوند امر فرمود كه على در آن شب به جاى پيامبر بخوابد تا بتواند آن شب به طرف مدينه هجرت كند على عليه‌السلام طبق امر خداوند به جاى پيامبر خوابيد و رسول خدا صلی الله علیه و آله به طرف مدينه هجرت فرمود. مشركين وقتى آمدند و على را به جاى پيامبر ديدند در عين حال تعجب به قهقرى برگشتند و توطئه اى كه براى قتل پيامبر چيده بودند، به خواست خداوند عملى نگرديد سپس على مرتضى به دستور رسول خدا زوجات او را به طرف مدينه حركت داد وقتى كه ابوسفيان از اين موضوع اطلاع يافت با عده اى على مرتضى را دنبال كرد كه شايد از هجرت او با زوجات پيامبر به سوى مدينه جلوگيرى به عمل آورد.

ابوسفيان غلامى داشت به نام اسود كه بسيار زرنگ و در عين حال قوى و نيرومند هم بود. به اين غلام دستور داد كه زودتر برود و در هر جا به على مرتضى برخورد نمايد جلو او را بگيرد تا خودش برسد، اسود با عجله و شتاب فراوان به راه افتاد تا به على مرتضى رسيد. او را از رفتن مانع شد و گفت: بايد صبر كند تا ابوسفيان برسد و حتى تهديد كرد كه اگر به رفتن ادامه دهد او را خواهد كشت.

على به اسود فرمود: كه از جلو راه او خارج شود و در غير اين صورت به ضرر او تمام خواهد شد. اسود با شمشير به على مرتضى حمله ور گرديد و جنگ بين آن دو نفر درگرفت. سرانجام اسود بدست على عليه‌السلام كشته شد و على عليه‌السلام به راه خود با زوجات رسول خدا صلی الله علیه و آله و همراهان ديگر ادامه داد. ابوسفيان وقتى كه به محل حادثه رسيد غلام خود اسود را كشته يافت. لذا با سرعت و شتاب هر چه تمام‌تر على عليه‌السلام را دنبال كرد تا اين كه بالأخره به او رسيد و گفت: يا على با اجازه چه كسى اين زنان را كه از فاميل ما مى باشند با خود به مدينه مي‌برى در حالتى كه غلام مرا هم به قتل رسانيده اى.

على عليه‌السلام فرمود: با اجازه كسى به راه افتاده ام كه اجازه من بدست اوست. بنابراين بهتر است كه برگردى و كار خود را به جنگ و جدال نكشانى. ابوسفيان اعتنائى نكرد و كار آن‌ها به جنگ كشيد. در اين جنگ ابوسفيان كارى از پيش نبرد و با نوميدى مراجعت كرد، على عليه‌السلام با ياران و زوجات پيامبر به مدينه آمد پس از ورود به مدينه دستور داد كه همراهان به استراحت پردازند و پس از استراحت نماز گذارند و به شكرانه وارد شدند به مدينه در حال سلامت به ذكر خداوند مشغول شدند و تا صبح به ذكر خدا و نماز پرداختند و شكر و سپاس خداى را بجاى آوردند سپس نزد رسول خدا آمدند و قبل از رسيدن خدمت پيامبر، جبرئيل نزد رسول خدا آمد و موضوع على مرتضى را به وى خبر داد و اين آيات را نازل نمود سپس پيامبر به على فرمود: يا على خداوند اين آيات را درباره تو و اصحاب و ياران تو نازل گردانيد.[۳]

تفسیر

نکات آیه

۱- خداوند هر کس را در آتش بیفکند، او را به ذلّت و خوارى کشانده است. (ربّنا انّک من تدخل النّار فقد اخزیته)

۲- خذلان و خوارى گرفتاران به آتش دوزخ (ربّنا انّک من تدخل النّار فقد اخزیته و ما للظّالمین من انصار)

۳- خداوند، گرفتارکننده ستمکاران به آتش دوزخ و خوارکننده آنان (انّک من تدخل النّار فقد اخزیته و ما للظّالمین من انصار)

۴- خردمندان، رنج دورى از رحمت خداوند و خوارى از سوى او را سخت تر از آتش دوزخ مى دانند. (لاولى الالباب ... ربّنا انّک من تدخل النّار فقد اخزیته) جمله شرطیه «من تدخل النّار فقد اخزیته»، علّت براى جمله «فقنا عذاب النّار» است، و بیانگر این معناست که آنچه به نظر «اولى الالباب» دردآور است و قابل تحمّل نیست، خوارى و خذلان دوزخیان به دست خداوند است ; نه سوختن در آتش جهنّم.

۵- خردمندان، خواستار کرامت انسانى و گریزان از خذلان و خوارى (لاولى الالباب ... ربّنا انّک من تدخل النّار فقد اخزیته) خردمندان از آن جهت خواهان دورى از آتشند که ورود در آتش را حاکى از خوارى و خفّت خویش در پیشگاه خداوند مى دانند و این معنا کاشف از کرامتخواهى آنان مى باشد.

۶- ستمکاران محروم از هر گونه یاور در قیامت (و ما للظّالمین من انصار) «انصار»، جمع ناصر (به معناى یاور) است و «مِنْ» زایده، تأکید بر نبودن یاور در آن روز است.

۷- گرفتاران به آتش دوزخ، داراى پیشینه ستمکارى در دنیا (ربّنا انّک من تدخل النّار فقد اخزیته و ما للظّالمین من انصار)

۸- ستمکارى، موجب ورود آدمى به آتش دوزخ و بى یاورى وى در قیامت (ربّنا انّک من تدخل النّار فقد اخزیته و ما للظّالمین من انصار) مراد از کلمه «للظّالمین» همان دوزخیان هستند. بنابراین به کارگیرى اسم ظاهر به جاى ضمیرِ «ما لهم» براى رساندن این معناست که ستمکارى علّت شده که خداوند آنان را به آتش کشاند و از یارى یاوران محروم باشند.

۹- هیچکس دوزخیان را از عذاب الهى نجات نخواهد داد. (ربّنا انّک من تدخل النّار فقد اخزیته و ما للظّالمین من انصار) مراد از «انصار» به قرینه «من تدخل النّار»، یارى در جهت رهاسازى از عذاب دوزخ است.

روایات و احادیث

۱۰- محرومیّت ستمگران در قیامت از یارى امامانى که آنها را یارى کنند. (و ما للظّالمین من انصار) امام باقر (ع) در تفسیر آیه فوق فرمود: ما لهم من ائمّة یسمّونهم باسمائهم.[۴]

موضوعات مرتبط

  • ارزشها:۵
  • انسان: کرامت انسان ۵
  • جهنم:۷ آتش جهنم ۷ ۱، ۲، ۳، ۴، ۸ ; عذاب جهنم ۷ ۹
  • جهنمیان: جاودانگى جهنمیان ۹ ; ذلت جهنمیان ۱، ۲ ; ظلم جهنمیان ۷
  • خدا: رحمت خدا ۴
  • دعا:۵
  • ذلت:۱، ۲ نجات از ذلت ۱، ۲ ۵
  • رحمت: دورى از رحمت ۴
  • ظالمان: در جهنم ۳، ۷ ; ظالمان در قیامت ۶، ۱۰ ; محرومیت ظالمان ۶، ۱۰
  • ظلم:۷ آثار ظلم ۷ ۸
  • عاقلان: دعاى عاقلان ۵ ; ویژگى عاقلان ۴
  • عذاب:۹ اهل عذاب ۹ ۸ ; موجبات عذاب ۹ ۸
  • قیامت: کمک در قیامت ۶، ۸، ۱۰

منابع

  1. طبرسي، مجمع البيان في تفسير القرآن، ج ‌۲، ص ۶۹۳.
  2. محمدباقر محقق،‌ نمونه بينات در شأن نزول آيات از نظر شيخ طوسي و ساير مفسرين خاصه و عامه، ص ۱۷۲.
  3. كتاب نهج البيان از شيبانى و تفسير برهان.
  4. تفسیر عیاشى، ج ۱، ص ۲۱۱، ح ۱۷۵ ; تفسیر برهان، ج ۱، ص ۳۳۳، ح ۸.